|
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
|
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 22:27 توسط جک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 22:15 توسط جک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیوید بکهام و سیا لولو!!!!
![]()
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 22:2 توسط جک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:54 توسط جک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:54 توسط جک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
غم آبادی بنام زندگانی ساختم بی تو ز بیم شام تنهایی به غم پرداختم بی تو به زیر ران ما اسب جوانی بود وشادیها رمیدی منو تنهای تنها تاختم بی تو عزیزت خاستم تا یوسف کنعان من باشی زجان بگزشتم و خود را به چاه انداختم بیتو پس از آن دوستی ها عاشقی ها آشنایی ها برای خود در این غمخانه زندان ساختم بی تو
(بی تو )
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:46 توسط جک
|
|
|||||
|
|||||